جمود در ران های مردی که به دنیا نیامد

خرید بک لینک

می تواند از جایی مرده باشد

از انگشت اشاره دست

لب ها

و سینه ای که می توانست...

انگشت های مرده را باید بست

چشم های مرده را باید بست

دهانش را باید...

والا انقباضی که در عضلات می ماند ...

شیر در پستان هایش یخ بسته است

دهانت یخ بسته است

انگشت هایت زیر پوست او یخ بسته است

گور تنگ تر از اندام زنی است که می توانست ...

ها

ها کن به زن

به تابوت شیشه ای

به انگشت ها لب ها

همان طور که پاهایت را در شکمت جمع می کنی

بچرخ بگرد ببین

انگشت برتابوت می کشد

تو را به یاد می آورد

و سینه ای که می توانست...


منتشر شده در مجله ادبی پیاده رو، فروردین 1396


برچسبها: شعر آنژیلا عطایی, مجله ادبی پیاده رو
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 8:23 توسط آنژیلا عطایی |
دریا نام دیگر من بود...

ما را در سایت دریا نام دیگر من بود دنبال می‌کنید

برچسب: جمود,در,ران,های,مردی,که,به,دنیا,نیامد, نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 18:09

صفحه بندی