تیغ

خرید بک لینک

جهان بیبال و پرندهی من

چهار قناری در دهان گربههای سیاه

تمام شب، تمام روز

تمام پیراهن سیاه بلندم

ناله میکنند.

جهان بیبال و پرندهی من

مومو سیاه جنوب

هر روز وزنه میزند

بادام هندی میخورد

و نقشههای صید دست و پا و سینه چهارده ساله در سر دارد.

جهان من

بال را خورده

پرها را نیمه شب در بالش

ارزانی زنان خیابان به رایگان رفته است.

بال و پرنده من

در هفت اقیانوس جنوب

یک بار در اهواز

چند بار در تهران

هربار تیشهها را کارنکرده از بیستون برمیگرداند.

پرنده من

ماغ میکشد ولی مرده است

ماغ میکشد

به لاییدن میافتد

صدای خرناس میدهد

صدای سیاه سین

که وقت هزار دست بلند

به فکر نقطههای اضافی میافتد.

چه کسی لیقه را در دوات انداخته است؟

صدای چوب

صدای خش خش برگ و بار بلوط

صدای دست و پای کهور

از ابر و باد و دفتر من بگذر

همین که چند گربه و یک اسب و هزار شب

به خانه نیایی

یعنی صدای تیشه نمیآید

درختها را میاندازند.

منتشر شده در مجله فرهنگی جنزار، شهریور 1400


برچسبها: شعر آنژیلا عطایی, مجله فرهنگی جنزار, شعر معاصر

دریا نام دیگر من بود...

ما را در سایت دریا نام دیگر من بود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:36

صفحه بندی