در تشریح پریشان زنی بر تخت
گره از گره از گریبانم باز میکنم.
من تشنهام
و در تملک تخت یا طناب
از سراب چاه در تکاپوی تنم خبری نیست.
گناه از من است که سیب میچینم.
گناه از من است که گندمزار در طاق پنجره میروید.
گناه از من است که خواب دیدهام:
گلو بر سنگ یا دهان بر تنوره گرگ
و از نزول آسمانی گوسفند بعد از من خبری نیست.
منتشر شده در مجله فرهنگی جنزار، شهریور 1400
ما را در سایت دریا نام دیگر من بود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 185