گفت و گوی روزنامه ابتکار با آنژیلا عطایی

خرید بک لینک

گفتوگو با آنژیلا عطایی درباره کتاب «درخت از میان سایهاش میگذرد»
از عشق به مرگ و از مرگ به زندگی میرسیم

ادب و هنر - تاریخ: ۱۳۹۴/۰۲/۲۳
گروه فرهنگ و هنر- محمد جیحانی: آنژیلا عطایی، به عنوان یک دکتر ویروسشناس بخش زیادی از وقت و انرژیاش را در فضای تجربی و کاملا علمی سپری میکند، اما شعر نه تنها برای او که تفنن یک ضرورت است و این را میتوان از سرودههایش در کتاب «درخت از میان سایهاش میگذرد» (نشر مروارید) به وضوح دید. مجموعهای در همآمیخته از وهم و واقعیت و به کارگیری فرمهای گوناگون و خلاقانه در پیشبردن شعرها، سبب شده است، مخاطب با اثری جذاب و خواندنی روبرو شود. با این شاعر و داستاننویس دربارهی تازهترین کتابش مصاحبه کردم. وی به پرسشهایم مکتوب پاسخ داد. او پیشتر هم کتاب «من اما لیلی نیستم» را در نشر دارینوش منتشر کرده بود. به نظر این مجموعه دومین اثر منتشر شدهی او است اما سرودههای این کتاب نشان میدهد که آنژیلا عطایی در شعر نوشتن بسیار تجربه کرده است چنانچه خودش میگوید از سالهای نوجوانی درگیر نوشتن بوده است و کار نوشتن شعر را در قالبهای کلاسیک آغاز کرده است رفته رفته از غزل و رباعی و مثنوی به سرودن شعر آزاد روی آورده است و حالا این مجموعه بعد سالها کار کردن همهی آن تجربهها را پشت خودش دارد، هرچند خیلی از شعرهایش را دور ریخته است.
از همان آغاز کتاب، عنوان آن یعنی «درخت از میان سایهاش میگذرد» فضایی وهمآلود و سورئال را به ذهن متبادر میکند؛ این فضای سورئال در مجموعهی شعر شما هم دیده میشود، این ِ میل ِ به این گونه فضاسازی، دلائل ِ زیباییشناختی و روایی داشت یا ناشی از علاقهی شخصی شما به این سبک سورئالیسم است؟
طبیعی است علاقه به پرداخت هر موضوعی با توجه به جنبههای زیباییشناختی که میتوان در آن سراغ گرفت، ممکن است شاعر را به سمت ایجاد فضای سورئال سوق دهد. اجباری برای حضور همیشگی در این فضا وجود ندارد.علت آنچه شما میگویید علاقهی من به زیبایی است، فقط همین. خیال هم زیباست به اسامی سبکهای ادبی ربط چندانی ندارد. ادیبان سبکها را نام گذاری میکنند تا بتوانند به مطالعهی آکادمیک بپردازند. فردوسی هم به سبک خراسانی فکر نمیکرد وقتی عاشقانهی بیژن و منیژه را میسرود.
شما در این مجموعه سعی میکنید از ظرفیتهای متعدد زیباییشناسی مدرن بهرهبگیرید و برخلاف فضای غالب شعرهای این سالها، مخاطب با سرودههای صرفا کشفمحور روبرو نمیشود، این یکی از ویژگیهای متمایز کتاب است، نظر شما چیست؟
شاعر فقط میتواند آنچه را وجود دارد، خوب و دقیق ببیند – و البته نه به شیوهای که دانشمند علوم تجربی میبیند و کشف میکند- این آن چیزی است که به آن کشف شاعرانه میگوییم و البته وظیفهی او فقط به این کشف ختم نمیشود، او باید بتواند آنچه را خوب دیده خوب هم بیان کند بنابراین لازم است که در تلاش مداوم برای کسب تجربه و حتی دانش بیشتر باشد تا در نقطهی کشف متوقف نشود.شعر تنها کشف و شهود نیست، شهود با تجربه و کار زیاد تداوم مییابد و بالاخره یک روز شاعر به جایی میرسد که میتواند برای نوشتن اراده کند، بهترین لباسش را بپوشد، بهترین عطرش را استفاده کند و در حالی که یک فنجان چای کنار دستش گذاشته است پشت میز کارش بنشیند و بهترین شعرهایی را که میتواند بیافریند.
کنش و روایت راوی ِ زن در این شعرها صرفا در زن بودن متوقف نمیشود و شاعر سعی میکند به دردها، رنجهای بشری و تنهایی آدمها در مناسبات پیچیدهی جامعهی ایران بپردازد، نظرتان دربارهی این استنباط از شعرهای شما چیست؟
زن هم انسان است وفقط به دلیل زن بودنش، تجربیات متفاوت دیگری هم دارد همانطور که در مقابل دوران سربازی را در ایران تجربه نمیکند. طبیعی است بعضی شعرها زنانگی بیشتری داشته باشند اما درد، رنج و به ویژه تنهایی همراه آدمی است و ربطی به جامعهی ایران ندارد، هرچند که هر جامعهای مناسبات خاص خودش را دارد و به همین دلیل هنر و ادبیات از جامعه و آنچه اتفاق میافتد تاثیر میگیرد، غیر از این بود پیکاسو هم شاهکار گرنیکا را خلق نمیکرد.
مجموعهی «درخت از میان سایهاش میگذرد» بیشتر از آنکه درگیر کلانروایتها باشد، سعی در اجرای خردهروایتهای متعدد از عشق و مرگ دارد. این از امتیازات مجموعه ی شماست. نظر شما چیست؟
صحبت از کلان روایتها به همان شکلی که هستند کار هیچ هنرمندی نیست . حتی صفحهی حوادث روزنامهها هم چنین کاری نمیکند. مگر یک نویسنده وقتی میخواهد مرگ یا عاشق شدن شخصیت داستان را روایت کند، به گفتن همین کلمات بسنده میکند؟ اگر اینطوربود، داستایوسکی میتوانست بنویسد راسکولنیکوف پیرزن را کشت و دچار عذاب وجدان شد، فقط همین. آنچه در جزئیات میبینیم و تجربه میکنیم میتواند به زیبایی تبدیل شود.
اندوه، رنج و مرگ در این مجموعه بسامد بالایی دارد، آیا بیرون از جهان شعر و خلق هم معتقدید که هستی ِ آدمی همینقدر ماتمزده واز هم پاشیده است؟
اندوه، رنج و مرگ در کنار شادی، عشق و تولد قرار میگیرد اما گاهی به نظر میرسد بسامد رنج در زندگی اندکی بیشتر است، فکر نمیکنم این به معنی ماتمزدگی و از همپاشیدگی هستی آدمی باشد.
هرچقدر از آغاز به انجام مجموعهی شعر «درخت از میان سایهاش میگذرد» نزدیک میشویم، فضای شعرها تلختر میشود و از عاشقانههایتان رنگ میبازند، این خط سیر را میتوان نوعی استعارهای دانست از اینکه با گذر از عشق و عاشقی ناگزیر به مرگ و رنج میرسیم؟!
مجموعه از دو فصل تشکیل شده که علاوه بر اینکه چینش شعرهای هر فصل،خط سیر روایی خاص خودش را دارد، کل مجموعه هم دارای یک خط سیر روایی است و البته در پایان، کتاب با شعرهای پنجره و آنا بسته میشود که امید و عشق دارند. معتقدم مرگ هم زندگی میآورد همانطور که مردهها چراغ میآورند. از عشق به مرگ و از مرگ به زندگی میرسیم.
یکی از دغدغههای جدی شعرهای این کتاب را میتوان، چالشهای وجودی و اگزیستانس دانست، از این حیث فضای برخی از شعرهای شما به شعرهای فروغفرخزاد نزدیک میشود، شما به عنوان یک شاعری که چهار دهه بعد از فروغ به خلق و انتشار شعر مشغولاید چقدر ایدههای ذهنی وشاعرانهتان را به آن شاعر بزرگ نزدیک میدانید؟!
فکر میکنم از ابتدای آفرینش انسانی وجود نداشته که دغدغههایی از این دست نداشته باشد، به همین دلیل آدمی همیشه در جستو جوی بوده برای اینکه بداند چیست یا کیست، از کجا آمده و قرار است به کجا برود یا حتی چگونه برود؟ طبیعی است که نگرش شاعر در این زمینه در شعرش نمود پیدا میکند. دربارهی مقایسه با شاعری مثل فروغ فرخزاد هم باید بگویم چون فروغ مشهورترین شاعر زن معاصر ایران است، شاعران زن بعدی با ایشان مقایسه میشوند. و البته انکارنمیکنم ما و نسل ما همیشه وامدار شاعران پیش از خود و میراثی هستیم که برای ما باقی گذاشتهاند.
در شعرهای مجموعهی «درخت از میان سایهاش میگذرد»، طبیعت به عنوان یک عنصر پربسامد دیده میشود، گاه هم بدل به شخصیتهای شعر شما میشود، نظر شما چیست؟!
ما بخشی از طبیعت هستیم طبیعی ست که نمی توان ان را حذف کرد . دقت در جزییات عناصر طبیعی به درک زیبایی عمق و لذت بیشتری می بخشد . جزییات فقط در خانه و آشپزخانه ی ما نیستند . قرار نیست حالا که در شهر زندگی می کنیم شعرهایی شبیه به هم داشته باشیم.ظرفیت مترو و کافه و سیگار هم جایی تمام می شود . شاعر باید همه جا را ببیند.
web site hit counter

دریا نام دیگر من بود...

ما را در سایت دریا نام دیگر من بود دنبال می‌کنید

برچسب: گفت و گوی ویژه خبری,گفت و گوی تمدن ها,گفت و گوی تنهایی,گفت و گوی دینی,گفت و گوی دو حیوان,گفتگوی بورسی,گفت و گوی خیالی,گفت و گوی عاشقانه,گفت و گوی خدا با بنده,گفت و گوی آنلاین, نویسنده: بازدید: 264 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 13:16

صفحه بندی