مرثیه خوانی

خرید بک لینک

به یاد نمی آورم

خون انار بود یا رد گلوله بر لباس های ما

آن ها ساقدوش ما بودند یا سربازانی پشت خاکریز

به یاد نمی آورم

عروس تو بودم یا مادرت کنار حجله تو

سپید پوشیده بودم یا سیاه

قرار بود برای بردن من نار بیاوری

گلوله آوردند

و سربازها ازچند طرف

همیشه طفل می مانند

توپ، سنگ، گلوله، آتش ...

حالا پیشانی همه مردها شکسته است

تو هیچ وقت از تخت پایین نمی آیی

هزار سال خوابیده ای

جنگ تمام شده

و ما آنچه را به یاد نمی آوریم خواب دیده ایم

بیا دوباره قرار بگذاریم

مرا به یاد بیاور

سپید می پوشم

تو را از خواب هایت می گیرم

زخم های هزارساله را از بسترت

تو هم انار بیاور

مادرت کنار حجله به انتظار من ایستاده است

منتشر شده در سایت کانون فرهنگی چوک، اسفند95


برچسبها: شعر آنژیلا عطایی, کانون فرهنگی چوک
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:59 توسط آنژیلا عطایی |
دریا نام دیگر من بود...

ما را در سایت دریا نام دیگر من بود دنبال می‌کنید

برچسب: مرثیه,خوانی, نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 18:09

صفحه بندی